دانشکده - دانشکده دامپزشکی
دانشیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/07/23
علی کلانتری حصاری
دامپزشکی / پاتوبیولوژی
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
مقایسه تاثیر سه الگوی تمرین سرعتی بر اسپرماتوژنز و وضعیت اکسیدانی-آنتیاکسیدانی بافت بیضه موش بزرگ آزمایشگاهی
1404مقدمه و هدف: تمرینات تناوبی سرعتی (SIT) رویکردی محبوب در بهبود آمادگی جسمانی هستند، اما اثر الگوی تجویز بار بر بافتهای حساس مانند بیضه و فرایند اسپرماتوژنز بهخوبی شناخته نشده است. هدف از این پژوهش تعیین تاثیر سه الگوی تمرین تک بر اسپرماتوژنز و وضعیت اکسیدانی-آنتیاکسیدانی بافت بیضه موش بزرگ آزمایشگاهی بود. روششناسی پژوهش: در این مطالعه تجربی، 32 رت نر ویستار بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل (C)؛ تمرین تک روزانه (D) (8 هفته، 6 جلسه/هفته، هر جلسه 1 وهله 10 ثانیهای با حداکثر توان)؛ تمرین تک یکروزدرمیان (E) (8 هفته، 3 جلسه/هفته، هر جلسه 1 وهله 10 ثانیهای)؛ تمرین تک تناوبی (I) (8 هفته، 3 جلسه/هفته، هر جلسه 4–9 تکرار 10 ثانیهای با 60 ثانیه ریکاوری فعال). 48 ساعت پس از آخرین جلسه، بافت بیضه برداشته شد. شاخصهای اسپرماتوژنز (TDI، SI، RI) و تعداد سلولهای لیدیگ و نشانگرهای ردوکس شامل مالون دی آلدهید (MDA)، ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC)، سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) اندازهگیری گردید. یافتههای پژوهش: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد تفاوت معنیداری بین گروهها در ارتباط با سطوح MDA (001/0>P، 248/10=(16و3)F)، TAC (011/0=P، 168/5=(16و3)F)، تعداد لوله اسپرم ساز (002/0=P، 700/7=(16و3)F)، میزان TDI (044/0=P، 390/3= (16و3)F)، میزان SI (017/0=P، 583/4= (16و3)F) و میزان RI (04/0=P، 512/3= (16و3)F) وجود دارد. با این وجود تفاوت معنیداری بین گروهها در ارتباط با سطوح GPX (274/0=P، 419/1=(16و3)F)، SOD (134/0=P، 153/2=(16و3)F)، قطر لوله اسپرم ساز (254/0=P، 495/1=(16و3)F) و ضخامت اپی تلیوم (156/0=P، 989/1=(16و3)F) مشاهده نشد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد MDA در گروههای E و I بهطور معنیداری بالاتر از D و C بود. TAC در گروه E و I بهطور معنیداری کمتر بود؛ SOD و GPX تغییر معنیدار نداشتند. همه گروههای تمرینی تعداد لولههای اسپرمساز کمتری نسبت به کنترل داشتند؛ قطر لوله و ضخامت اپیتلیوم تغییر نکرد. TDI و RI در گروه I و SI در گروه E کاهش معنیدار نشان دادند. در گروه I ریزش خفیف سلولهای نابالغ به لومن مشاهده شد. نتیجهگیری: در برنامه های تمرینی SIT برای حفاظت از سلامت ردوکس و بافتی بیضه، باید علاوه بر شدت، تعداد تکرارها، نسبت کار به استراحت، نوع ریکاوری و تکرار هفتگی مدیریت شود تا از استرس اکسیداتیو . اختلال تولیدمثل پیشگیری گردد.
-
تاثیر سه الگوی تمرین تک (اسپرینت) بر وضعیت اکسیدانی و آنتی اکسیدانی بافت کلیه رتهای نر ویستار
1404مقدمه و هدف: استرس اکسیداتیو و برهم خوردن تعادل میان اکسیدانها و آنتیاکسیدانها میتواند آسیبهای کلیوی ایجاد کند. تمرینات ورزشی یکی از عوامل موثر بر این تعادل هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سه الگوی تمرین سرعتی (تکوهله روزانه، تکوهله یکروزدرمیان و تناوبی چندوهلهای) بر شاخصهای پراکسیداسیون لیپیدی و آنتیاکسیدانی بافت کلیه رتهای نر ویستار انجام شد. روششناسی پژوهش: 32 رت نر ویستار بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل (C)، تمرین تناوبی چندوهلهای (SIT)، تمرین تکوهله روزانه (DS) و تمرین تک وهلهای یک روز در میان (ODS) پروتکلها به مدت 8 هفته اجرا شد. شاخصهای مالوندیآلدئید (DA)، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام (TAC)، و فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) در بافت کلیه اندازهگیری شدند. دادهها با آزمون آنووا و آزمون تعقیبی توکی تحلیل گردید. یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد گروه SIT موجب افزایش معنادار SOD (0٫001=P) و TAC (0٫02=P) شد، اما سطح MDA را نیز بالا برد (0٫005=P). گروه ODS افزایش SOD نسبت به کنترل داشت (0٫016=P)، در حالیکه گروه DS در مقایسه با SIT سطح پایینتری از SOD نشان داد (0٫005=P). علاوه بر این، DS و ODS هر دو کاهش معناداری در GPx نسبت به کنترل داشتند (بهترتیب 0٫001=P و 0٫011=P). نتیجهگیری: به نظر میرسد SIT بیشترین تقویت آنتیاکسیدانی را ایجاد میکند، اما با افزایش پراکسیداسیون لیپیدی همراه است. در مقابل، پروتکلهای تکوهلهای روزانه و یکروزدرمیان بیشتر باعث کاهش فعالیت GPx شدند بدون اینکه تغییری در TAC یا MDA داشته باشند. این نتایج نشان میدهد که انتخاب نوع و شدت تمرین نقش تعیینکنندهای در تعادل اکسیدانی–آنتیاکسیدانی کلیه دارد و میتواند برای طراحی برنامههای ورزشی متناسب با سلامت کلیهها مورد توجه قرار گیرد.
-
بررسی تاثیر سه الگوی تمرین سرعتی بر ساختار بافت کبد موش های صحرایی
1404تاکنون در گزارشات محدودی به بیان سازوکارهای سازگاری ماهیچههای اسکلتی با محرکهای همزمان قدرتی و استقامتی پرداخته شده است. علاوهبراین در مورد تغییرات سازگاری و عملکرد در افرادی که تمرین همزمان قدرتی و استقامتی انجام داده بودند نیز گزارشات یکسانی در دسترس نیست. انجام تمریناتی با صرف حداقل زمان به بهرگیری از منابع انرژی بیهوازی بدون لاکتات (آدنوزین تریفسفات و کراتین فسفات) کمک شایانی خواهد کرد. طبق نتایج مطالعات پیشین تمرین تناوبی سرعتی از نظر تاثیرگذاری مشابه پروتکلهای تمرینات استقامتی با شدت متوسط تا شدید عمل میکند. با توجه به نمونه ها ، متغییرها و اهداف پژوهش از نوع تجربی آزمایشگاهی است و به صورت مقایسه ی بین گروهی انجام شد. یافتههای بدست آمده از رتهای هر گروه ( گروه کنترلCO و گروه تمرین SIT ) به منظور بررسی نتیجه تاثیر پروتکل شد. یافتههای بدست آمده از گروه SIT به منظور تاثیر پروتکل تمرین برمتغیرهای وابسته با یافتههای گروه کنترل مقایسه شد. پس از پایان دوره تیمار، حیوانات توسط تزریق دوز بالای کتامین و زایلازین ابتدا بیهوش و پس از خونگیری، آسان کشی شد. سپس با باز نمودن حفره شکمی نمونههای کبد اخذ شد. نمونهها جهت تثبیت داخل تانک ازت و محلول فرمالین10 درصد بافری قرار گرفت. پس از فیکس شدن بافت ها، نمونه ها وارد مراحل پاساژ بافتی شده و پس از بلوک گیری برش هایی با ضخامت 5 الی 7 میکرومتر تهیه شد. لام های حاصل توسط روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی و با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار واهد گرفت.
-
تاثیر تزریق داخل تخم مرغی عصاره دی-لیمونن بر تکامل جنینی جوجه
1404تولید گوشت مرغ اهمیت زیادی در دنیا دارد، به ویژه با توجه به نرخ رشد جمعیت. با افزایش جمعیت جهان، تقاضا برای منابع پروتئینی نیز افزایش مییابد. افزایش راندمان تولید جوجههای گوشتی به دلایل مختلفی اهمیت دارد شامل کاهش هزینهها: با بهبود راندمان، میتوان هزینههای تولید را کاهش داد. جوجههای گوشتی نر و ماده تفاوتهای فیزیولوژیکی متعددی دارند که میتواند بر رشد و عملکرد آنها تاثیر بگذارد. آنتی آروماتازها با مهار فعالیت آنزیم آروماتاز عمل میکنند. این آنزیم مسئول تبدیل آندروژنها (مانند تستوسترون) به استروژنها است. با مهار این آنزیم، تولید استروژن کاهش مییابد. تزریق تکنیکی است که برای تحویل واکسنها، مواد مغذی یا سایر مواد زیستفعال مستقیماً به داخل تخممرغ قبل از جوجهکشی استفاده میشود. لیمونن یک ترکیب طبیعی است که در پوست مرکباتی مانند پرتقال، لیمو و لیموترش یافت میشود. این ترکیب به دستهای از ترکیبات به نام ترپنها تعلق دارد که به خاطر عطر قوی و فواید بالقوه سلامتیشان شناخته میشوند-D .لیمونن یک هیدروکربن مایع بیرنگ است که به عنوان یک مونوترپن حلقوی طبقهبندی میشود-D. لیمونن دارای بوی قوی مرکبات است و به همین دلیل به طور گستردهای در مواد غذایی، لوازم آرایشی و محصولات تمیزکننده استفاده میشود. این ترکیب در آب نامحلول است اما با حلالهای آلی مانند بنزن و کلروفرم قابل اختلاط است. تمام مراحل این آزمایش ازجمله تهیه تخم مرغهای نطفه دار و مراحل آزمایشگاهی در دانشگاه بو علی سینا همدان انجام گرفت. یک صد و شصت عدد تخم مرغ نطفه دار به 4 گروه تقسیم شدند: 1- گروه بدون تزریق، 2- گروه با تزریق 1/0 میلی لیتر آب مقطر، 3- تزریق 1/0 میلی لیتر عصاره قارچ تکمه ای و 4- تزریق 2/0 میلی لیتر عصاره قارچ تکمه ای. مواد آماده و به سفیده تخم مرغ از انتهای نازک تخم مرغها در روز 5 با استفاده از سرنگ 1 میلیلیتری با سوزن 23 گیج تزریق می شوند. محلهای تزریق روی تخم مرغها با الکل اتیلیک 70% تمیز و سپس با پارافین مرگ مهر و موم شدند. در گروه کنترل، 1/0 میلیلیتر/تخم مرغ آب مقطر به تخم مرغها به همان روش تزریق می شوند .تخم مرغها در دمای 5/37 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 56% در یک دستگاه جوجهکشی تجاری انکوبه می شوند. تخم مرغها به طور خودکار هر ساعت یک بار چرخانده شدند. در روز 10، تخم مرغها با نوربینی بررسی می شوند و تخم مرغهای بدون توسعه جنین حذف شدند. بررسی تکاملی بافتی جنین شامل غدد جنسی، اندامهای ایمنی و دستگاه گوارش در روز 18 دوره جوجه کشی انجام گرفت. همچنین با نمونه برداری از بافت مغز جنینها با استفاده از روش ملکولی تعیین جنسیت انجام گرفت. نتایج نشان دهنده تاثیر عصاره دی لیمونن بر روند تکامل جنین دارد. این عامل احتمالاً بخاطر خواص آروماتوز موجود در دی لیمونن است.
-
تاثیر تزریق داخل تخم مرغی عصاره قارچهای تکمهای Agaricus bisporus بر تکامل جنینی جوجه
1404هدف: صنعت طیور بهویژه جوجههای گوشتی، نقش حیاتی در تامین پروتئین حیوانی دارد. بهبود صفات تولیدی از طریق روشهای نوین مانند تزریق داخل تخممرغی و استفاده از ترکیبات طبیعی مانند عصاره قارچ تکمهای، میتواند به افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای تولید کمک کند. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر عصاره قارچ تکمهای بر تمایز جنسی و تکامل بافتهای دستگاه گوارش و ایمنی در جنین جوجه گوشتی بود. روششناسی پژوهش: در این پژوهش، 160 تخممرغ نطفهدار به چهار گروه تقسیم شدند: شاهد (بدون تزریق)، تزریق آب مقطر (1/0 میلیلیتر)، تزریق عصاره قارچ تکمهای (1/0 و 2/0 میلیلیتر). تزریق در روز پنجم انکوباسیون انجام شد و نمونهبرداری از بافتهای غدد جنسی، دستگاه گوارش (مری، پیشمعده، سنگدان، ژژنوم، کبد) و اندامهای ایمنی (بورس فابرسیوس، طحال، تیموس) در روز هجدهم جنینی صورت گرفت. مقاطع بافتی با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین تهیه و ویژگیهای مورفومتریک آنها بررسی شد. یافتهها: تزریق عصاره قارچ تکمهای بهویژه در دوز 2/0 میلیلیتر، نسبت جوجههای نر را بهطور معنیداری افزایش داد (31 جنین نر در مقایسه با 10 جنین نر در گروه شاهد). عصاره قارچ باعث کاهش ضخامت لایه عضلانی و افزایش قطر غدد مری شد )05/0 > P). در پیش معده ضخامت پارین و عضله مخاطی در گروههای دریافتکننده عصاره کاهش یافت )05/0 > P)، در حالی که قطر غدد افزایش نشان داد )05/0 > P). افزایش معنیدار ضخامت لایه عضلانی و قطر غدد مخاطی سنگدان در گروههای عصاره مشاهده شد )05/0 > P). ارتفاع پرزهای روده در گروه 2/0 میلیلیتر عصاره بهطور معنیداری افزایش یافت )05/0 > P). در کبد کاهش قطر سینوزوئیدها و افزایش حجم هپاتوسیتها در گروههای دریافتکننده عصاره ثبت شد )05/0 > P). قطر ندولهای لنفاوی بورس فابرسیوس در گروههای عصاره بهطور معنیداری افزایش یافت )05/0 > P). افزایش حجم پولپ سفید در طحال گروههای دریافتکننده عصاره مشاهده شد )05/0 > P). تغییرات معنیداری در قشر و مرکز لبولهای تیموس دیده نشد. . نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تزریق داخل تخممرغی عصاره قارچ تکمهای میتواند با مهار آنزیم آروماتاز، نسبت جنسیتی را به نفع جوجههای نر تغییر دهد. همچنین، این عصاره با تاثیر بر تکامل بافتهای دستگاه گوارش و ایمنی، به بهبود عملکرد هضم و تقویت سیستم ایمنی جنین کمک میکند. این یافتهها میتوانند راهگشای استفاده از ترکیبات طبیعی در صنعت طیور برای افزایش بهرهوری و کاهش وابستگی به روشهای مصنوعی باشند. با این حال، پژوهشهای بیشتر برای بهینهسازی دوز و زمان تزریق و ارزیابی اثرات بلندمدت عصاره بر سلامت جوجهها ضروری است.
-
بررسی اثرات محافظتی اکسیتوسین در افسردگی ناشی از ترک متامفتامین بر موش سوری نر: بررسی مکانیستیک
1404زمینه و هدف: سوءمصرف متامفتامین (METH) یکی از مهمترین عوامل بروز اختلالات روانپزشکی بهویژه افسردگی پس از ترک است که نیاز به درمانهای موثر و ایمن دارد. اکسیتوسین (OXT)، بهعنوان نوروپپتیدی با عملکردهای گسترده در تنظیم خلق، اضطراب و رفتارهای اجتماعی، اخیراً مورد توجه محققان در حوزه درمان اختلالات ناشی از مصرف مواد قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی اثرات محافظتی رفتاری اکسیتوسین بر افسردگی ناشی از ترک متامفتامین در مدل حیوانی بود. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، موشهای سوری نر به 9 گروه تقسیم شدند که شامل گروه کنترل، گروه اکسیتوسین تنها (mg/kg1 به مدت 10 روز(، گروه متامفتامین تنها (mg/kg2 به مدت 14 روز جهت القای وابستگی)، گروههای درمانی که ابتدا بهمدت 14 روز متامفتامین دریافت کرده و سپس به مدت 10 روز اکسیتوسین با دوزهای mg/kg625/0، 125/0، 25/0، 5/0 و 1 دریافت کردند وگروه درمانی فلوکستین (mg/kg5 به مدت 10 روز پس از دریافت متامفتامین به مدت 14 روز) به عنوان کنترل مثبت بودند. جهت ارزیابی پیامدهای رفتاری، از چهار آزمون استاندارد شامل آزمون شنای اجباری (FST) برای بررسی رفتارهای شبهافسردگی، آزمون شناسایی شیء جدید (NOR) برای حافظه، ماز بعلاوه مرتفع (EPM) برای اضطراب، و میدان باز (OFT) برای فعالیت حرکتی و اضطراب عمومی استفاده شد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که اکسیتوسین، بهویژه در دوزهای پایین تا میانه (625/0 تا 5/0 میلی گرم بر کیلوگرم)، موجب بهبود معنادار در شاخصهای افسردگی، اضطراب، حافظه و فعالیت حرکتی شد. همچنین، اثربخشی اکسیتوسین در برخی شاخصها قابل مقایسه با فلوکستین بود. این یافتهها نقش تعدیلگر اکسیتوسین در اختلالات رفتاری ناشی از ترک متامفتامین را نشان میدهد و آن را بهعنوان یک گزینه درمانی امیدوارکننده مطرح میسازد.
-
بررسی اثرات محافظتی رفتاری اکسیتوسین بر افسردگی ناشی از ترک متامفتامین بر موش سوری نر
1404زمینه و هدف: ترک متامفتامین میتواند منجر به آسیبهای اکسیداتیو و اختلالات بیوشیمیایی مختلف در مغز شود که بهطور مستقیم با بروز افسردگی و سایر اختلالات روانی مرتبط است. در این مطالعه، اثرات محافظتی اکسیتوسین در کاهش آسیبهای اکسیداتیو ناشی از ترک متامفتامین و تغییرات بیوشیمیایی مرتبط با آن مورد ارزیابی قرار گرفت. روش تحقیق: برای بررسی اثرات اکسیتوسین، پس از درمان موشهای صحرایی نر با دوزهای مختلف اکسیتوسین (625/0، 125/0، 25/0، 5/0 و 1 میلیگرم بر کیلوگرم به مدت 10 روز)، شاخصهای بیوشیمیایی مختلفی اندازهگیری شد. این شاخصها شامل میزان گلوتاتیون (مهمترین آنتیاکسیدان سلولی)، توان آنتیاکسیدانی (با استفاده از آزمون FRAP)، میزان لیپیدپراکسیداسیون (بهعنوان شاخص آسیب به غشاهای سلولی) و پروتئین کربونیل (شاخص آسیب پروتئینی) بودند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که درمان با اکسیتوسین بهویژه در دوزهای میانه و بالا (25/0 و 5/0 میلیگرم بر کیلوگرم)، منجر به افزایش معنیدار میزان گلوتاتیون و توان آنتیاکسیدانی (FRAP) و همچنین کاهش قابل توجهی در لیپیدپراکسیداسیون و محتوای پروتئین کربونیل گردید. این نتایج نشاندهنده اثرات محافظتی اکسیتوسین در کاهش آسیبهای اکسیداتیو ناشی از ترک متامفتامین است و میتواند بهعنوان یک گزینه درمانی جدید برای کاهش آسیبهای اکسیداتیو و اختلالات روانی مرتبط با سوءمصرف مواد مورد توجه قرار گیرد.
-
ارزیابی بافتهای غیرمجاز در گوشت چرخ کرده و کباب کوبیده خام عرضه شده در شهرهای همدان، سنندج و کرمانشاه در سال 1403
1403امروزه مصرف محصولات گوشتی در حال افزایش است. طبق استاندارد ملی ایران این فراورده ها باید فاقد بافت غیرمجاز (دستگاه گوارش دام و طیور، اندام های تناسلی، کبد، ریه، پستان و ...) باشد. در مطالعه حاضر در فصل بهار 1403، بصورت تصادفی تعداد 75 نمونه مایه کباب کوبیده خام از کبابی ها و تعداد 60 نمونه گوشت چرخ کرده ی بسته بندی شده از فروشگاه های سطح شهر بعضی از شهرهای استانهای غرب (همدان، کردستان و کرمانشاه) جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفت. از کلیه ی نمونه ها، مقطع بافتی تهیه و توسط هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی شدند. مطالعه لامها توسط میکروسکوپ نوری و برای تعیین میزان عضلات اسکلتی، بافت چربی، بافت گیاهی، عضلات صاف و بافت همبندی از نرم افزار Image pro plus (v. 6) استفاده گردید. آنالیز دادهها توسط نرم افزار SPSS (V. 25) و استفاده از آزمونهای T-test و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده گردید. نتایج بررسی نمونههای مایهی کباب کوبیده نشان داد که در استان همدان 14 نمونه (56 درصد)، استان کردستان 16 نمونه (80 درصد) و استان کرمانشاه تعداد 23 نمونه (66/76 درصد) و در نمونه های گوشت چرخ کرده نشان داده شد که از 20 نمونه استان همدان 4 نمونه (20 درصد)، از 20 نمونه استان کردستان 3 نمونه (15 درصد) و از 20 نمونه استان کرمانشاه تعداد 4 نمونه (20 درصد) دارای حداقل یک بافت غیرمجاز (شامل: استخوان، پوست، غضروف، سنگدان، قلب، احشاء و کیست انگلی) بودند. نظر به رخداد موارد قابل توجه بافتهای غیر مجاز در مایه ی کباب و گوشت چرخ کرده های بسته بندی، افزایش آگاهی تولید کنندگان در جهت بهبود کیفیت محصول و استقرار نظام بازرسی و کنترل بهداشتی مستمر از واحد های تولیدی ضروری است.
-
مقایسه تاثیر میکرو با نانو سلنیوم معدنی بر عملکرد، ویژگی های استخوان،کیفیت گوشت و کنترل آسیت در سویه های حساس جوجه گوشتی
1403نانو سلنیوم به عنوان یک ریز مغذی ضروری در جیره طیور بهبودی در رشد و سلامتی پرندگان را به دنبال دارد و استفاده از نانو سلنیوم موجب بهبود عملکرد رشد و افزایش کیفیت گوشت می شود. به گونه ای که با مصرف آن افزایش بیشتری در وزن روزانه بدن و وزن نهایی بدن جوجه ها مشاهده شده است و همجنین ضریب تبدیل غذایی ، میزان زنده مانی و تردی گوشت در جوجه های دریافت کننده نانو سلنیوم دارای عملکرد بهتری بودند. مکانیسم های احتمالی تاثیرات مثبت نانو سلنیوم بر عملکرد رشد می تواند ناشی از افزایش انرژی متابولیکی خوراک و بالانس جمعیت میکروبی دستگاه گوارش ( عامل موثر بر سلامتی و رشد جوجه های گوشتی ) می باشد. از لحاظ اثرات زیست محیطی ، استفاده از نانو ذرات سلنیوم در جیره طیور، در مقایسه با منابع معمول سلنیوم ف دفع سلنیوم به محیط را کاهش خواهد داد و این امر در کاهش آلودگی های محیطی و حفظ سلامت جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است استراتژی هایی مانند مداخلات غذایی با آنتی اکسیدان هایی مانند ویتامین E و سلنیوم برای کاهش اثرات استرس اکسیداتیو در جوجه های گوشتی آسیتی با موفقیت در حفظ کیفیت گوشت مورد بررسی قرار گرفته است با این حال، اثربخشی این مداخلات متفاوت است و بهترین رویکرد جلوگیری از شروع آسیت از طریق شیوههای مدیریت بهینه است
-
مقایسه تاثیر میکرو با نانو سلنیوم آلی بر عملکرد، ویژگیهای استخوان، کیفیت گوشت و کنترل آسیت در سویههای حساس جوجهی گوشتی
1403در این پژوهش، تعداد 280 قطعه جوجه گوشتی یکروزه با میانگین وزن 45.2 گرم خریداری و به 8 تیمار با 5 تکرار و 7 مشاهده در هر تکرار تقسیم شدند. پرندگان در طول دوره 35 روزه به آب و خوراک دسترسی آزاد داشتند و جیرههای آزمایشی را دریافت کردند. برای القای آسیت، 3 گرم نمک به ازای هر لیتر آب به پرندگان داده شد. نتایج نشان داد که سلنیوم نقش مهمی در کنترل آسیت دارد. در پایان آزمایش، علیرغم تاثیر سلنیوم بر ضریب تبدیل غذایی، هیچ تفاوت معناداری در وزن لاشه و کیفیت گوشت بین تیمارها مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان داد که در نبود سلنیوم، شاخص آسیت به 20 درصد افزایش یافت، که این نشاندهنده اهمیت استفاده از سلنیوم در کنترل این بیماری است. به رغم القای آسیت، تغییرات معنیداری در فاکتورهای خونی مشاهده نشد. بنابراین استفاده از سلنیوم در جیره غذایی جوجههای گوشتی، به ویژه در مناطق جغرافیایی با ارتفاع بالا، توصیه میشود و از آنجایی که تفاوت معناداری بین منابع سلنیوم و ابعاد ذرات آنها مشاهده نشد، استفاده از ارزانترین منبع سلنیوم توصیه میگردد.
-
بررسی همودینامیک و اکوژنیسیته بافت بیضه در قوچ نژاد مهربان در خارج از فصل تولیدمثلی
1403چکیده: هدف از این مطالعه بررسی مقادیر طبیعی شاخصهای عروقی، مورفولوژی و اکوژنیسیتی بیضه چپ و راست در قوچ نژاد مهربان بود. بدین منظور تعداد ۸ راس قوچ نژاد مهربان با سن ۲ الی۳ سال و با میانگین وزنی ۶۴ کیلوگرم انتخاب و با کمک سونوگرافی مقیاس خاکستری مورفولوژی، اکوژنیسیته و هتروژنیسیته بیضهها در فصل غیر تولیدمثلی مورد ارزیابی قرار گرفت. ابعاد بیضه شامل طول، عرض و ضخامت بیضه با استفاده از خطکش داخلی دستگاه سونوگرافی اندازهگیری شد. همودینامیک بیضه توسط سونوگرافی داپلر رنگی بر روی شریان بیضهای پروکسیمال در بند بیضه اندازهگیری و شاخصهای شریانی مورد ارزیابی قرار گرفت. بهمنظور بررسی غلظت هورمون تستوسترون خون و ارتباط آن با شاخصهای سونوگرافی بیضه در ۳ نوبت ۵ میلیلیتر خون از ورید وداج جمعآوری گردید. نتایج نشان داد که میانگین طول بیضه چپ و راست در سه تکرار بهترتیب 85/9 و 61/9 میلیمتر و میانگین عرض بیضه چپ و راست در سه تکرار بهترتیب برابر 99/4 و 05/5 میلیمتر بود. میانگین ضخامت بیضه چپ و راست در سه تکرار بهترتیب برابر با 31/5 و 00/5 میلیمتر بود همچنین میانیگن حجم بیضه چپ در سه تکرار 60/186 میلیمتر و حجم بیضه راست برابر با 56/174 میلیمتر می باشد. به لحاظ آماری اختلاف معنیداری بین طول، عرض، ضخامت و حجم بیضه چپ و راست وجود نداشت. میانگین هورمون تستوسترون در تکرار اول و دوم و سوم بهترتیب برابر با 18/1، 79/1 و 56/2 نانوگرم در میلیلیتر بود که به لحاظ آماری میزان هورمون تستوسترون در تکرار سوم بالاتر از دو تکرار دیگرم می باشد (05/0>p ). نتایج نشان داد که شاخص ضربان شریانی، شاخص مقاومت شریانی و حداکثر سرعت جریان خون در سیستول در بیضه چپ و راست در تکرارهای اول، دوم و سوم و مجموع سه تکرار اختلاف معنیداری باهم دیگر نداشتند. میانگین شاخص ضربان شریانی در بیضه چپ و راست بهترتیب برابر با 07/1 و 52/1 و شاخص مقاومت شریانی به ترتیب برابر با 71/0 و 72/0 مشاهده گردید. سرعت جریان خون در انتهای دیاستول بیضه راست بالاتر از بیضه چپ می باشد (05/0>P). سرعت جریان دیاستول بیضه راست برابر 72/12 در مقابل 60/11 سانتی متر بر ثانیه بیضه چپ بود.حداکثر سرعت جریان خون در سیستول در بیضه چپ و راست به ترتیب برابر با 94/21 و 45/21 سانتی متر بر ثانیه بود. میانگین اکوژنیستی تصاویر بیضه راست و چپ در نرم افزار ایمیج جی و سونوگرافی در مقایسه با روش فتوشاپ بالاتر بود. به طوریکه میانگین اکوژنیستی تصاویر بیضه چپ و راست در کل سه تکرار برای ایمج جی، فوتوشاپ و سونوگرافی برابر با 13/88، 59/66 و 96/91 مشاهده گردید. میانگین هتروژنیستی تصاویر در مجموع سه تکرار برای ایمیج جی 36/10، فتوشاپ 17/9 و سونوگرافی 68/9 مشاهده گردید به لحاظ آماری اختلاف معنی داری بین تیمارها وجود نداشت.
-
مطالعه ریختشناسی و مولکولی نماتودهای جنس تریشوریس جداشده از نشخوارکنندگان کوچک مناطق مختلف جغرافیایی ایران
1402تریشوریس، یکی از شایع ترین نماتودهای دستگاه گوارش در سکوم و کلون نشخوارکنندگان کوچک در سراسر جهان میباشد. مطالعات در زمینهی شناسایی گونههای مختلف تریشوریس در ایران بسیار اندک میباشد. از این رو انجام مطالعهای جامع در مورد شیوع گونههای مختلف تریشوریس در نشخوارکنندگان کوچک در نقاط مختلف جغرافیایی ایران حائز اهمیت است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع گونههای تریشوریس در نشخوارکنندگان کوچک ساکن در مناطق مختلف ایران و شناسایی تنوع گونهای این نماتود بر اساس ویژگیهای ریختشناسی، مورفومتریک و مولکولی است. از این رو در سال ۱۴۰2-1401 برای جمعآوری کرمهای تریشوریس از گوسفند و بز، به کشتارگاههای منتخب شهرهای همدان، تهران، تبریز، کرمان، زابل، آمل، بندرعباس و شیراز مراجعه شد و در مجموع 1100 سکوم وکولون مورد بررسی قرار گرفت. از بین 1200 نمونه تریشوریس نر و ماده جمع آوری شده، 350 نمونه بالغ و کامل به صورت تصادفی انتخاب شدند. بر اساس ویژگیهای ریختشناسی (شکل قدام، خلف اسپیکول و غلاف اسپیکول و ... در نرها و شکل فرج درمادهها)، مورفومتریک (طول کلی بدن، طول قدام کرم، طول خلف کرم، عرض قدام و عرض خلف و... ) مورد بررسی قرار گرفتند. سپس از این 350 نمونه، 50 عدد برای مطالعهی مولکولی (تکثیر ژن ITS2و Cox1 از روش PCR معمولی) انتخاب شدند. نتایج ریختشناسی نشان داد که تریشوریس اوویس و تریشوریس اسکریابینی در تمام شهرها و تریشوریس گلوبولوزا فقط در کرمان مشاهده شد و میزان شیوع کلی تریشوریس 31 درصد برآورد شد. همچنین، مشخص گردید که شایعترین گونه تریشوریس در نشخوارکنندگان کوچک ایران تریشوریس اسکریابینی است. با توجه به همپوشانی ویژگیهای ریختشناسی، تشخیص و تمایز بین گونههای مختلف تریشوریس از دشواریهای مطالعه حاضر بود. نتایج حاصل از مقایسهی توالیها ITS2 نمونههای بینابینی نشان داد که تشابه 100 درصدی با تریشوریس اسکریابینی دیده میشود، در حالی که تحلیل توالیهای Cox1 نشان داد نمونههای مطالعه حاضر نزدیکی ژنتیکی قابل توجهی (98%) با گونههای تریشوریس لنی، تریشوریس گازله، تریشوریس دیسکالر و تریشوریس اسکریابینی دارند. بنابراین، استفاده از ترکیب دو ژن در روشهای مولکولی، به همراه مطالعات ریختشناسی و مورفومتریک، میتواند در کسب اطلاعات دقیقتر در شناسایی تریشوریسها کمک کند. از این رو میتوان نتیجه گرفت که تلفیق روشهای مورفوملکولی در مطالعات گونههای تریشوریس، نتایج قابل توجه خواهد داشت.
-
بررسی اثرات نوردرمانی و بررسی اثرات سمیت سلولی نانوذرات مس-تانیک اسید در شرایط بدون تنی
1402زمینه و هدف: زخم های مزمن به یکی از مشکلات اساسی سیستم های مراقبت های بهداشتی تبدیل شده اند و نیاز به توسعه پانسمان های جدید زخم برای کمک به روند ترمیم ضروری می باشد. در این مطالعه یک هیدروژل فعال فتوترمال جدید معرفی شده است که حاوی پلاسمای غنی از پلاکت بوده و برای ترمیم زخم عفونی استفاده شده است. این هیدروژل طی یک سنتز یک مرحله ایی با مخلوط کردن آلژینات، ژلاتین، پلی دوپامین و پلاسمای غنی از پلاکت و به دنبال آن افزودن CaCl2 به عنوان یک کراس لینکر برای تهیه هیدروژل چند منظوره استفاده شد که نام آن بصورت (AGC-PRP-PDA) نامگذاری شد. روش تحقیق: در مظالعه حاضر بررسی اثرات نوردرمانی و بررسی اثرات سمیت سلولی نانوذرات مس-تانیک اسید در شرایط بدون تنی بر روی 36 سر موش صحرایی و در مدت زمان 21 روز مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هیدروژل از استحکام خوبی برخودار بود. نانوذرات PDA (NPs) بارگذاری شده در هیدروژل باعث بهبود فتوترمال تراپی، فعالیتهای آنتی باکتریالی و آنتی اکسیدانی گردید. هیدروژل AGC-PRP-PDA سمیت خونی و سمیت سلولی نداشته است و اثر آنتی اکسیدانی بالایی از خود نشان می داد. آزمایش های حیوانی ما نشان داد که هیدروژل AGC-PRP-PDA با تسریع اپیتلیال سازی مجدد، تسهیل بهبود کلاژن سازی و افزایش رگ زایی باعث بهبود روند ترمیم زخم های عفونی شدند. این مطالعه همچنین نشان داد که نور مادون قرمز نزدیک روند درمان را ارتقا بخشید. نتیجه گیری: به طور کلی، این هیدروژل AGC-PRP-PDA با خواص ضد باکتری، آنتی اکسیدانی و همچنین بعنوان کاندیدای مناسبی برای درمان زخم های عفونی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
-
تاثیر سه الگوی تمرین سرعتی بر وضعیت اکسیدانی-آنتی اکسیدانی بافت کبد موش های بزرگ آزمایشگاهی نر
1402مقدمه و هدف: یکی از عوامل مهمی که سبب افزایش تولید رادیکال های آزاد در بدن و ایجاد استرس اکسایشی می شود، تمرین با شدت و حجم بالا است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر سه الگوی تمرین سرعتی بر وضعیت اکسیدانی-آنتی اکسیدانی بافت کبد موش های بزرگ آزمایشگاهی نر بود. روش شناسی پژوهش: این مطالعه از نوع تجربی بود که در آن 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به چهار گروه 6 تایی: کنترل (C)، تمرین تناوبی سرعتی (EX) و تمرین تک وهله ای روزانه (D+EX) و تمرین یک روز در میان (OD+EX) تقسیم شدند. پس از سازگاری با محیط و آشنایی با دویدن بر روی تردمیل و تمرین تناوبی، تمرینات به مدت هشت هفته اجرا شد. پس از گذشت 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین نمونه برداری از کبد انجام گردید و برای سنجش مالون دی آلدهید (MDA)، سوپر اکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز(GPX)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) به آزمایشگاه منتقل شد. یافته های پژوهش: نتایج نشان داد در بین سه گروه تمرینی، فقط حیوانات گروه EX افزایش معنی داری در میزان MDA را نشان دادند (05/0>p). همچنین، در هر سه گروه تمرینی افزایش در میزان SOD نسبت به گروه C مشاهده شد (05/0>p). با این حال، تغییر معنی داری در میزان GPX و TAC نسبت به گروه C وجود نداشت (05/0 -
بررسی کفایت نرم افزارهای آنالیز تصویری در سنجش درصد عضلات اسکلتی فرآورده های گوشتی
1402فرآورده های گوشتی محصولاتی هستند که حداقل 30 درصد از ترکیبات آن ها را گوشت تشکیل داده باشد. استفاده از مواد اولیه مرغوب و مجاز و رعایت شرایط مطلوب بهداشتی در تولید این فرآورده ها از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ضریب خطای بالای روش هایی مانند روش شیمیایی، به نظر می رسد مطمئن ترین و دقیق ترین روش برای سنجش درصد عضلات اسکلتی در فرآورده های گوشتی روش بافت شناسی و متعاقب آن استفاده از آنالیز تصویری برای تفکیک اجزای مختلف این فرآورده ها باشد. درمطالعه حاضر برای اولین بار درصد عضلات اسکلتی فرآورده های گوشتی و مدت زمان صرف شده برای بررسی هر نمونه، با استفاده از دو نرم افزار گرافیکی با دسترسی رایگان (Adobe Photoshop و ImageJ) و دو نرم افزار گرافیکی با دسترسی غیررایگان (Clemex و Image pro-plus) مورد بررسی قرار گرفته است. برای این کار از تعداد 100 نمونه فرآورده گوشتی (30 عدد کالباس، 30 عدد سوسیس، 20 عدد همبرگر، 10 عدد کباب لقمه و 10 عدد ناگت مرغ) با میزان مشخص عضله اسکلتی استفاده شده بهره برده شد. نمونه ها پس از انتقال به آزمایشگاه و تهیه مقاطع بافتی توسط روش هماتوکسیلین- ائوزین رنگ آمیزی شدند. تصاویر حاصل از مقاطع بافتی با استفاده از نرم افزارهای مذکور آنالیز شد. نتایج نشان دهنده دقت تقریباً یکسان هر چهار نرم افزار در سنجش عضلات اسکلتی بود. در حالی که مدت زمان مورد نیاز برای بررسی هر نمونه در نرم افزار ImageJ نسبت به سایر نرم افزارها بطور معنی داری کمتر بود (05/0 >p). با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد نرم افزار ImageJ کفایت بیشتری برای آنالیز تصویری مقاطع بافتی و تعیین درصد عضلات اسکلتی فرآورده های گوشتی دارد.
-
مقایسه زیست فراهمی فسفر منابع دی کلسیم فسفات با منشاء آلی و معدنی برای جوجه های گوشتی
1401آزمایشی برای تعیین زیست فراهمی فسفر دو منبع تجاری دی کلسیم فسفات (آلی و معدنی) نسبت به منبع استاندارد (اسید فسفریک 85 درصد، حاوی 87/26 درصد فسفر)، برای جوجه های گوشتی انجام شد. در مجموع 400 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه Ross-308 به شکل تصادفی 10 جوجه در هر قفس با چهار تکرار برای هر 10 تیمار قرار گرفتند. تیمار ها در یک طرح کاملاً تصادفی با سه منبع فسفر در سه سطح فسفر اضافه شده (15/0، 30/0 یا 45/0 درصد)، به علاوه یک تیمار شاهد با 15/0 درصد فسفر قابل دسترس تهیه شدند. خوراک و آب به صورت آزاد برای یک دوره آزمایشی 35 روزه در دسترس بود. ویژگی های فیزیکی و شیمیایی این دو منبع مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین اثر تیمار روی فراسنجه های بیولوژیکی (شامل: عملکرد، میزان لنگش، تلفات، اجزای لاشه، قطر، طول، استحکام استخوان، چگالی استخوان، آلکالین فسفاتاز، درصد کلسیم و فسفر استخوان) معنی دار بود. اما بر بافت شناسی استخوان تاثیر معنی دار نداشت. برای برآورد زیست فراهمی نسبی فسفر موجود در منبع دی کلسیم فسفات آزمایش شده، از روش نسبت شیب استفاده شد و وابستگی خطی متغیر وابسته (لگاریتم نیروی شکست استخوان) از متغیر مستقل (سطوح فسفر اضافه شده) محاسبه شد. جزئیات مربوط به بررسی سه فرضیه پیش نیاز برای تخمین زیست فراهمی نسبی در ماده آزمایش شده شامل برآورد شیب خط، خطای استاندارد شیب خط، زیست فراهمی نسبی، عرض از مبدا و ضریب تعیین بود. همچنین سطح احتمال برای تابعیت خطی، تابعیت غیرخطی، تفاوت عرض از مبدا دو خط، تفاوت عرض از مبدا صفر و سطح برآورد شده، تفاوت شیب دو خط و در نهایت اثر سطح فسفر قابل دسترس افزوده شده به جیره پایه محاسبه شد. مقایسه زیست فراهمی دی کلسیم فسفات های با منشا آلی و معدنی با اسیدفسفریک، با روش تفاوت شیب خط در سن 35 روزگی، نشان داد که میزان دسترسی به فسفر در این دو منبع دی کلسیم فسفات تفاوت معنی داری با منبع استاندارد ندارد. بنابراین دی کلسیم فسفات با منبع آلی می تواند در تغذیه جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار گیرد.
-
تاثیر تمرین تناوبی سرعتی (تک) بر وضعیت اکسیدانی و آنتی اکسیدانی بافت کلیه موش نر بزرگ آزمایشگاهی تحت تغذیه ی پرکالری- شور
1401مقدمه و هدف: وجود نمک و چربی بالا در غذای مصرفی منجر به استرس اکسیداتیو بافت کلیه می شود. زندگی امروزی و مصرف بیش ازحد غذاهای فرآوری شده با درصد نمک و چربی اشباع شده فراوان، پژوهشگران را بر آن داشته است به دنبال راهی برای رسیدن به حداقل فعالیت بدنی مناسب هر فرد، در دسترس و کم هزینه برای حفظ و بهبود سلامتی عمومی باشند. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش 24 سر موش نر بزرگ آزمایشگاهی با وزن تقریبی 220-250 گرم به طور تصادفی در 4 گروه قرار داده شدند(گروه کنترل:ND , گروه غذای پرکالری و شور: , HCSDگروه تمرین:,ND/EX گروه غذای پرکالری و شور + تمرین: (HCSD/EX. از رژیم غذای پرکالری برای القای تغییرات در پر اکسیداسیون لیپیدی و تغییرات هیستولوژیکی در موش های آزمایشگاهی استفاده شد. پروتکل تمرینی به مدت 12 هفته به صورت SIT بر روی تردمیل به شکل 10 ثانیه با تمام توان، هر هفته 3 جلسه،50 ثانیه استراحت با 12-4 تکرار انجام گرفت. ارزیابی MDA TAC, SOD ,GPx در بافت کلیه انجام شد. یافته های پژوهش: کاهش معنی داری در بررسی فراسنجه های GPx، SOD و و برعکس آن افزایش معنی داری MDA در گروه دریافت کننده رژیم غذایی پرکالری و شور (HCSD) مشاهده شد. بررسی ظرفیت تام آنتی اکسیدانیTAC در گروه های کنترل و تجربی، نتایج نشان دهنده کاهش معنی دار آن در بافت کلیه گروه HCSD بود، به نحوی که با تمامی گروه ها دارای اختلاف معنی دار بود (05/0˂p). میزان MDA گروه HCSD نسبت به تمامی گروه ها به طور معنی داری بیشتر بود(01/0˂p). کمترین مقدار مربوط به گروه تمرین و غذای پرکالری و شور بود. نتیجه گیری: تمرین های تناوبی سرعتی(تک) نقش موثری در جلوگیری از تغییرات آنزیمی و کاهش میزان استرس اکسیداتیو در بافت کلیه دارد. به نظر می رسد تمرینات تناوبی سرعتی می تواند به عنوان پیشگیری کننده از اثرات منفی غذای پرکالری و شور و ترمیم کننده عوارض و آسیب های استرس اکسیداتیو ناشی از آن نظر گرفته شود.
-
مکانیزم سمیت دخیل در مواجهه تحت مزمن با 4 -متیل ایمیدازول تشکیلشده در فرآوری غذایی؛ ارزیابی پاتولوژیک و اکسیداتیو استرس
1401رنگهای کاراملی رنگهای خوراکی ترجیحی هستند که از طریق رژیم غذایی به بدن انسان میرسند. در میان تولید رنگ کارامل، 4 -متیل ایمیدازول (4-MI) به عنوان محصول جانبی اصلی در دمای بالا به دنبال واکنش میلارد در بسیاری از مواد غذایی مانند نوشابه ها، نوشیدنی ها، سس سویا، گوشت ها، آب نبات ها و سرکه تشکیل می شود . مطالعات قبلی نشان داد که 4 -متیل ایمیدازول در دوزهای بالاتر عامل عصبی و سرطان زا در حیوانات است، اما اثر نامطلوب 4 -متیل ایمیدازول در حداکثر مصرف روزانه نظری (TMDI) بر کبد ناشناخته است. در مطالعه حاضر، اثرات تحت مزمن 4 -متیل ایمیدازول ) 32 - 64 میلی گرم بر کیلوگرم( بر بیومارکرهای استرس اکسیداتیو و تغییرات هیستوپاتولوژیک در موشهای صحرایی ویستار کبدی پس از مصرف خوراکی به مدت 2 ماه انجام شد . دادههای ما نشان داد که قرار گرفتن در معرض 4 -متیل ایمیدازول باعث افزایش اکسیداسیون پروتئین و لیپید و کاهش گلوتاتیون و سطح آنتیاکسیدان کل (FRAP) با تغییرات هیستوپاتولوژیک در موشها در دوزهای بالاتر 320 میکروگرم بر کیلوگرم در موش های صحرایی شد. این مطالعه نقش سمی بالقوه 4 -متیل ایمیدازول را بر روی کبد از طریق فعالسازی استرس اکسیداتیو، اختلال عملکرد میتوکندری و سیگنالدهی مرگ سلولی مورد بررسی قرار داد. افزایش سطح NO برای ارزیابی بیشتر 4 -متیل ایمیدازول در التهاب پیشنهاد می شود.
-
بررسی تقلب استفاده از بافت های غیر مجاز در سوسیس های عرضه شده در همدان
1400گوشت یکی از نیازهای تغذیه ای بسیار مهم جامعه می باشد که قیمت آن نسبت به سایر گروه های غذایی بالاتر است. در سال-های اخیر به دلیل تغییر سبک زندگی انسان ها استفاده از فرآورده های گوشتی افزایش یافته است. تقلبات در فراورده های گوشتی به دلایل مختلف ازجمله ارزش اقتصادی گوشت انجام می گیرد؛ بنابراین تقلبات در این محصولات می تواند به صورت جایگزینی گوشت های ارزان قیمت با گوشت های گران قیمت و همچنین استفاده از بافت های غیرمجاز و مواد ارزان قیمت باشد. به موازات آن تشخیص بقایای بافت ها و گونه های مورداستفاده در فرآورده های گوشتی اهمیت روزافزونی پیدا نموده است. توجه به امنیت و سلامت غذایی و جلوگیری از تقلبات در مواد غذایی بسیار مهم می باشد؛ بنابراین به کارگیری روش های شناسایی سریع و دقیق این تقلبات بسیار مهم می باشد. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی برخی از ویژگی های شیمیایی و تعیین بافت های غیرمجاز به روش بافت شناسی و همچنین تعیین گونه های غیرمجاز به کاررفته در فرآورده های گوشتی کارخانه های شهر همدان می باشد. در این طرح 50 نمونه سوسیس و کالباس از سطح شهر همدان جمع آوری گردید و روی آن ها آزمون های شیمیایی ،بافت شناسی و PCR انجام گرفت .نتایج آزمون های شیمیایی نشان داد که 56% نمونه های کالباس و 66% نمونه های سوسیس میزان رطوبت بیش ازحد مجاز استاندارد داشتند، اما به صورت میانگین دارای اختلاف معنی داری نبودند. در 60% نمونه های کالباس و 85% نمونه های سوسیس میزان پروتئین کمتر از حد استاندارد بود. میزان چربی در 69% کالباس ها و 80% سوسیس ها بیشتر از میزان استاندارد بود. میزان فسفات به صورت میانگین در حد استاندارد ملی ایران بود. مقدار نشاسته در 50% سوسیس ها و 26% کالباس ها بیش ازحد استاندارد بود. میزان نیتریت در 70% نمونه های سوسیس و 35% نمونه های کالباس بیش ازحد استاندارد ملی بود ولی به صورت میانگین دارای اختلاف معنی داری نبود. میزان خاکستر در 50% سوسیس ها بیش ازحد مجاز بود ولی در کالباس ها مطابق با استاندارد ملی ایران بود. در بررسی بافتی نمونه های سوسیس و کالباس، از رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین استفاده شد که نتایج به دست آمده وجود بافت های غیرمجاز ازجمله بافت های استخوانی در سوسیس6مورد (22٪) در کالباس ، بافت غضروفی در سوسیس 6 مورد (22٪) در کالباس 3 مورد (13٪)، پوست، اندام غده ای در سوسیس 1
-
اثرات بلانکیت بر سیستم تولید مثلی رت های نر
1400سدیم هیدرو سولفیت (سدیم دی تیونیت) با نام تجاری بلانکیت یک افزودنی غذایی گوگردی است که در صنایع قند به عنوان ماده ی سفید کننده و برای بهبود ظاهری محصولات قندی مختلف استفاده می شود. بسیاری از مطالعات عوارض جبران ناپذیر استفاده از این ماده در صنایع غذایی و مصرف بیش از حد آن نزد مصرف کننده را گزارش کرده اند. هدف از این مطالعه بررسی اثر وابسته به دوز مصرف سدیمهیدروسولفیت بر سیستم تولیدمثلی موش های صحرایی بالغ نر بود. در این مطالعه از 30 موش صحرایی نر بالغ با وزن میانگین 250-300 گرم استفاده شد. حیوانات به طور تصادفی به پنج گروه 6 تایی شامل: گروه کنترل و 4 گروه دریافت کننده بلانکیت با دوز های mg/kg1، 5، 25و 125 تقسیم شدند. تیمار با بلانکیت به مدت 48 روز و به روش گاواژ انجام شد. بعد از اتمام دوره تیمار، نمونه خون از قلب برای ارزیابی های سرولوژیکی، بافت بیضه و اسپرم برای ارزیابی پارامتر های اسپرم از رت ها تهیه شد. بعد از تهیه مقاطع بافتی و رنگ آمیزی های اختصاصی، نمونه ها در زیر میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاصل بیانگر این بود که مصرف سدیم دی تیونیت به صورت وابسته به دوز، بر روی کیفیت و تعداد اسپرم ها اثرات منفی داشت و درصد ناهنجاری های اسپرم را افزایش داد. نتایج ما نشان داد که مصرف سدیم هیدروسولفیت در رت های مورد مطالعه، منجر به ایجاد آسیب در بافت بیضه شد و شاخص های اسپرماتوژنز را کاهش داد. همچنین افزایش مالون دی آلدئید(MDA) و کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانی کل (TAC) در رت هایی که در معرض سدیم دی تیونیت بودند مشاهده شد. علاوه براین مصرف سدیم دی تیونیت بطور معنا داری (05/0 >p) و به صورت وابسته به دوز موجب کاهش سطح بیان ژن Bcl-2 و افزایش سطح بیان ژن های BAX و Caspase-3 در بافت بیضه رت های تحت تیمار شد که این امر می تواند به دلیل القای آپوپتوز در رت های تحت تیمار باشد. از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که مصرف سدیم دی تیونیت می تواند از طریق کاهش کیفیت اسپرم، تداخل در اسپرماتوژنز طبیعی بیضه، آسیب به بافت بیضه و القای آپوپتوز در آن به سیستم تولید مثلی رت ها آسیب وارد کند و میزان باروری را کاهش دهد
-
تاثیرافزودنی غذایی دی تیونیت سدیم بر کبد، کلیه و فاکتور های خونی رت
1400سدیم دی تیونیت (Na2S2O4) به عنوان یک افزودنی کاهش دهنده رنگ در صنایع غذایی بخصوص صنایع قند سازی و نانوایی به وفور استفاده میشود. نکته ی مهم در ارتباط با استفاده از این ترکیب شیمیایی در مواد غذایی بحث سمیت و عوارض جانبی آنها به دلیل استفاده بی رویه و مداوم از آن ها در مواد غذایی است، که می تواند موجب بروز اختلالاتی در مصرف کننده شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات سمی و عوارض جانبی دوزهای مختلف سدیم دی تیونیت بر فاکتور های سرمی خون، بافت کبد و کلیه و بیان ژن های BAX و BCL-2و Caspase3 در موش صحرایی نر می باشد. در این مطالعه 30 سر موش صحرایی نر بالغ به طور تصادفی به 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان کنترل و بقیهی گروه ها به ترتیب دوزهای 1 ، 5 ، 25 و 125 میلی گرم بر کیلو گرم وزن بدن سدیم دی تیونیت به مدت 50 روز از طریق گاواژ دریافت کردند. در پایان دوره ی آزمایش، نمونه های خون و بافت از همه گروه ها تهیه شدند. نتایج حاصل از ارزیابی فاکتورهای سرم خون نشان داد که مقدار کلسترول با چگالی بالا (HDLM)، کلسترول با چگالی پایین (LDLM)، کلسترول سرمی(CHOC )، pH، اوره (BUNB)، آنزیم لاکتات دهیدروژناز (LDHP)، آنزیم آلکالاین فسفاتاز (ALP) ، هورمون تیروکسین (T4)، هورمون محرک تیروئید (TSH)، اختلاف معنی داری بین گروه های کنترل و تحت تیمار داشت. در بررسی های هیستومورفومتریک بافت های کبد و کلیه مشخص شد که بین قطر سلول های کبدی، تعداد سلول های کوپفر، قطر لوله پیچ خورده بالایی، لومن لوله پیچ خورده بالایی، اپیتلیوم لوله پیچیده پایینی، اپیتلیوم قسمت باریک لوله هنله، قطر قسمت ضخیم لوله هنله، قطر لوله جمع کننده ادرار، اپیتلیوم لوله جمع کننده ادرار و لومن لوله جمع کننده ادرار گروه کنترل و گروه های مورد آزمایش اختلاف معنی داری (05/0p<) وجود دارد. در ارزیابی بیان ژن های BAX و BCL-2 و Caspase3 در کبد و کلیه مشاهده شد که سدیم دیتیونیت منجر به افزایش بیان ژن های BAX و Caspase3 در هر دو عضو شده است و از طرفی سبب کاهش قابل توجهی در بیان ژن BCL-2 شد. این نتایج نشان می دهد که، سدیم دیتیونیت سبب بروز آپوپتوز در بافت کبد و کلیه گردید. با توجه به نتایج حاصل از اندازه گیری مقدار آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPx)مشاهده شد که تنها گروه دریافت کننده ی دوز 125mg/kg تفاوت معنی داری نسبت به گروه داشت. م
-
تعیین درصد گوشت و اعتبارسنجی آن در انواع سوسیس عرضه شده در همدان با استفاده از روش های هیستوشیمی و آنالیزتصویری
1400چکیده: گوشت و فرآورده های گوشتی، عمده منابع غنی از پروتئین بوده، که بیانگر اهمیت مصرف آنها درتغذیه انسان می باشد. در تهیه محصولات گوشتی حرارت دیده، مخلوطی از گوشت و ترکیبات افزودنی با هم ترکیب شده و تحت فرایند حرارتی قرار می گیرند. لذا با توجه به قیمت گوشت خام، احتمال وقوع تقلبات در این محصولات وجود داشته و ممکن است پس از یکنواخت شدن و مخلوط شدن ترکیبات این محصولات، تقلبات در ظاهر آنها قابل شناسایی نباشد لذا نهادهای ناظر بر کیفیت و سلامت مواد غذایی در جامعه باید با روش های گوناگون و دقیق به این امر مهم بپردازند. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی برخی از ویژگی های شیمیایی و تخمین درصد گوشت در فرآورده های گوشتی با استفاده از هیستولوژی و آنالیز تصویری است. نتایج آزمون های شیمیایی نشان داد که 56% نمونه های کالباس و 66 % نمونه های سوسیس میزان رطوبت بیش از حد مجاز استاندارد داشتند، اما بصورت میانگین دارای اختلاف معنی داری نبودند. در 60% نمونه های کالباس و 85% نمونه های سوسیس میزان پروتئین کمتر از حد استاندارد بود. میزان چربی در 69% کالباس ها و80% سوسیس ها بیشتر از میزان استاندارد بود. میزان فسفات بصورت میانگین در حد استاندارد ملی ایران بود. مقدار نشاسته در 50% سوسیس ها و 26% کالباس ها بیش از حد استاندارد بود. میزان نیتریت در 70% نمونه های سوسیس و 35% نمونه های کالباس بیش از حد استاندارد ملی بود ولی بصورت میانگین دارای اختلاف معنی داری نبود. میزان خاکستر در 50% سوسیس ها بیش از حد مجاز بود ولی در کالباس ها مطابق با استاندارد ملی ایران بود. در بررسی بافتی نمونه های سوسیس و کالباس، در کنار رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، از دو نوع رنگ آمیزی هیستوشیمی تریکروم ماسون و گومری استفاده شد. نتایج آنالیز تصویری نشان داد در 100% نمونه ها، میزان عضله اسکلتی کمتراز میزان درج شده بر روی بسته بندی بود.