Sahar Hamoon Navard

Assistant Professor

Update: 2026-02-26

Sahar Hamoon Navard

Faculty of Veterinary Medicine / Department of Pathobiology

P.H.D dissertations

  1. :بررسی امکان استفاده از سلول های بنیادی مزانشیمی و سوپ کشت سلول های سرطانی در درمان زخم های ناشی از لیشمانیوز جلدی
    2020
    چکیده لیشمانیا ماژور عامل بیماری لیشمانیوز جلدی بوده که منجر به بروز ضایعات پوستی در فرد بیمار می شود. در حال حاضر خط اول درمان، استفاده از داروهای شیمیایی است که علاوه بر دردناک بودن، دارای عوارض متعددی می باشد. از طرفی وجود اسکار ناشی از زخم جلدی و طولانی بودن دوره درمانی، مطالعات اخیر در این زمینه را متمرکز بر درمان های جایگزین و با عوارض کمتر نموده است. اخیراًً استفاده از سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCs) بدلیل دارا بودن ظرفیت چندگانه تمایزی، تولید فاکتورهای فعال بیولوژیکی و مهاجرت به موضع آسیب با اهداف متفاوت درمانی از جمله ترمیم زخم و با مکانیسم تنظیمی پاسخ ایمنی مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعه حاضر از مایع رویی کشت سلول های CT26 نیز به منظور بررسی اثرات عوامل مترشحه سلولی و موثر بر روند ترمیم زخم استفاده شد. موش های BALB/c با سویه استاندارد لیشمانیا ماژور آلوده و پس از بروز زخم با سلول های بنیادی مزانشیمی بصورت داخل زخمی تیمار شده و پس از گذشت 30 روز از تیمار، نمونه خون و بافتهای زخم،کبد و طحال جهت بررسی های ملکولی، پاتولوژی، فاگوسیتوز و تکثیر سلولی اخذ شد. در تیمار دیگر از مایع رویی سلول های CT26 به موش های دارای زخم لیشمانیا به دو فرم وریدی و داخل زخمی تزریق شده و پس از گذشت30 روز از تیمار، نمونه بافتی طحال و سلولی ماکروفاژ جهت بررسی تکثیر سلولی و فاگوسیتوز برداشته شد. در طول مدت تیمار اندازه زخم نیز ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که استفاده از MSCs توانایی فاگوسیتوز و تکثیر لنفوسیتی را در موش های دریافت کننده سلول مزانشیم افزایش داده است و از طرفی اندازه زخم در پایان دوره درمانی کاهش یافته است. نتایج ملکولی نیز نشان داد که بیان سایتوکاین های IFN-γ,TNF- و IL-10 در کبد و طحال گروه های درمانی با MSCs افزایش یافته و بیان ژن IL-4 در کبد و طحال منفی بود. در گروه های درمانی با مایع کشت سلول های CT26 بصورت وریدی و داخل زخم تفاوت معناداری با گروه کنترل مشاهده نشد ولی میزان تکثیر لنفوسیتی، فاگوسیتوز و متعاقباً التهاب ناحیه زخم بیشتر بود. بطور کلی استفاده از سلول های بنیادی مزانشیمی می تواند در روند ترمیم زخم لیشمانیا موثر باشد و از سلول های CT26 می توان در جهت بررسی روند اثر گذاری عوامل مترشحه و سلولی به منظور تعیین مکانیسم پاسخ ایمنی و به عنوان یک وکتور استفاده

Master Theses

  1. بررسی تاثیر داروی اصلاح‎یافته فلوتامید بر بیان‌ژن برخی سایتوکاینهای التهابی در پاتوژنز رده سلولی کولون کارسینومای موشی(CT26)
    2025
    سرطان‌کولون به عنوان سومین سرطان شایع و دومین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در جهان است. برخی پروفایل‎های درمانی شامل: عمل جراحی، پرتودرمانی، شیمی درمانی، ایمونوتراپی و درمان‎هدفمند است. از آنجایی که وجود گیرنده‎های آندروژن در سلول‌های سرطانی کولون اثبات گردیده، داروی فلوتامید با خاصیت آنتی آندروژنی می‎تواند از طریق بلوکه‎کردن گیرنده‎های آندروژنی و ممانعت از تومورزایی ناشی از سیگنالینگ آندروژن در درمان سرطان کولون موثر واقع گردد. از طرفی تضعیف سیستم‎ایمنی در بیماران سرطانی بسیار شایع است، در نتیجه بروز عفونت‎های ثانویه در بیماران مبتلا به سرطان، یکی از معضلات آزار‎دهنده در این بیماران محسوب میگردد، اصلاح داروی فلوتامید به گونه‎ای که بتواند خاصیت دوگانه(ضد توموری-ضد باکتریایی) از خود بروز بدهد، می‌تواند نویدبخش باشد. در مطالعه حاضر، فرمولاسیون جدیدی از داروی فلوتامید با گروه عاملی سولفونامید سنتز گردید و اثر آنتی باکتریال آن تایید شد. جهت بررسی خاصیت آنتی‎تومورال داروی فلوتامید و فرم اصلاح یافته آن، مطالعات In vitro با هدف بررسی اثر مستقیم دارو بر سلول‌های CT26، و مطالعات In vivo جهت اثر دارو در شرایط برون‎تنی صورت پذیرفت. جهت ارزیابی اثر دارو، بررسی های هیستوپاتولوژیک و ارزیابی بیان‎ژنهای التهابی و ضدالتهابی بافت پوست اطراف تومور، صورت گرفت. نتایج نشان داد فرمولاسیون جدید دارو در شرایط In vitro نسبت به فرمولاسیون فعلی، اثرات سایتوتوکسیک کمتری از خود بروز داده است. اما در شرایط In vivo مشخص گردید که روش تجویز دارو در پروفایل سایتوکاینی ضدتوموری دارو موثر بوده و فرمولاسیون‎جدید توانست با افزایش سطح بیان IFN-γ به طرز معناداری(در روش تجویز صفاقی)،افزایش بیان IL12p35(در روش تجویز داخل توموری)، افزایش بیان کموکاین CXCL9 (در روش تجویز صفاقی) موثرتر از داروی فعلی فلوتامید عمل کند(Pvalue<0.05). بررسی لامهای هیستوپاتولوژیک نمونه‎های تومور، کبد و ریه نتایج بالا را تایید نمود، به گونه ای که نمونه‎های توموری در گروه‎های تحت تیمار با فلوتامید اصلاح یافته عموما حرکت به سمت نکروز کمتری داشتند. همچنین التهاب کبدی در گروه‌های تحت درمان با داروی اصلاح یافته کمتر دیده شد. التهاب بافت ریه در تجویز صفاقی داروی اصلاح‎یافته فلوتامید، کمتر از داروی فلوتامید ارزیابی شد اما پاسخ التهابی در ریه گروه تحت درمان با فلوتامید اصلاح یافته به روش داخل توموری نسبت به گروه تحت درمان با فلوتامید به روش داخل توموری افزایش یافته بود که می‌تواند به‌دلیل افزایش سطح معنی دار IFN-γ در این گروه باشد.
  2. بررسی تاثیر استفاده از داربست کیتوسان حاوی سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs) و نانو ذره روی بر پاسخ‌های التهابی زخم جلدی در موش صحرایی
    2025
    التیام زخم یک فرآیند پیچیده و چندمرحله‌ای است که شامل پاسخ‌های التهابی، تکثیری و بازسازی بافتی است. استفاده از فناوری‌های نوین مانند داربست‌های زیستی و نانوذرات، به‌ویژه در ترکیب با سلول‌های بنیادی مزانشیمی، می‌تواند روند التیام زخم را تسریع و کیفیت بازسازی پوست را بهبود بخشد. در این مطالعه، اثر درمانی داربست کیتوسان–آلژینات حاوی سلول‌های بنیادی مزانشیمی و نانوذره اکسید روی (ZnO) بر التیام زخم پوستی در موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، 24 سر رت ماده به شش گروه تقسیم شدند: گروه کنترل بدون درمان، گروه تتراسایکلین، گروه داربست کیتوسان–آلژینات، گروه داربست حاوی سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs+Scaffold)، گروه داربست حاوی نانوذره روی (Scaffold+ZnO) و گروه داربست حاوی سلول‌های بنیادی و نانوذره روی (MSCs+Scaffold+ZnO). زخم‌های پوستی تمام ضخامت ایجاد شده و نمونه‌ها در روزهای 1، 7 و 14 پس از آسیب بررسی شدند. اندازه زخم، شدت پاسخ‌های التهابی با استفاده از سایتوکاین‌ها و میزان ترمیم اپیدرم با بررسی‌های بافت‌شناسی و پاتولوژی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در روز هفتم، گروه‌های تحت درمان به‌ویژه گروه MSCs+Scaffold+ZnO کاهش معنی‌داری در اندازه زخم و شدت التهاب نسبت به گروه کنترل نشان دادند. در روز چهاردهم، تقریباً بهبود کامل زخم در این گروه مشاهده شد، در حالی که در گروه کنترل هنوز بقایای التهاب و تاخیر در اپیتلیالیزاسیون دیده شد. .همچنین نتایج بررسی پاسخ‌‌های التهابی نشان داد استفاده از ترکیب MSCs+Scaffold+ZnO با کاهش بیان IL-17 و بیان VEGF در کاهش پاسخ‌های التهابی و همچنین رگزایی نقش موثری دارد. به‌طور کلی، نتایج بیانگر آن است که استفاده همزمان از داربست کیتوسان–آلژینات، سلول‌های بنیادی مزانشیمی و نانوذره روی، می‌تواند از طریق تعدیل پاسخ‌های التهابی و تحریک بازسازی بافتی، روند التیام زخم را به‌طور قابل توجهی تسریع نماید. این ترکیب می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد نوین در درمان زخم‌‌های جلدی مورد استفاده قرار گیرد.
  3. بررسی تاثیر کمبود ویتامین D بر عفونت با انگل لیشمانیا ماژور در موش بالبسی
    2025
    لیشمانیوز جلدی بیماری ناشی از تک یاخته ای از جنس لیشمانیا است. گونه ی لیشمانیا ماژور پاتوژن داخل سلولی است که ماکروفاژ ها را آلوده کرده و علائم بالینی آن با یک ندول کوچک شروع و به صورت زخم جلدی ظاهر می شود. مکانیسم های پاسخ ایمنی ناشی از ایمنی ذاتی با واسطه ماکروفاژها نقش مهمی در کنترل عفونت لیشمانیا دارد. ویتامین D پیش ساز هورمون استروئیدی کلسیترول بوده که در تعدیل و تنظیم پاسخ های ایمنی موثر است. با توجه به تاثیر مستقیم ویتامین D بر عملکرد سیستم ایمنی ذاتی و اکتسابی، هدف از این مطالعه، ارزیابی نحوه اثر گذاری کاهش ویتامین D بر روند پاسخ سیستم ایمنی موش مبتلا به لیشمانیوز جلدی ناشی از لیشمانیا ماژور از طریق بررسی اندازه زخم، میزان فاگوسیتوز ماکروفاژها، ارزیابی پاتولوژی و بررسی بار انگلی بود. روش کار: 30 سر موش ماده BALB/c با سن (6-8 هفته) در سه گروه و هر گروه به تعداد 10 سر تقسیم بندی شدند. پس از عادت پذیری حیوانات، سطح سرمی ویتامین D آنها سنجیده شد. سپس دو گروه از حیوانات تحت تیمار با جیره غذایی استاندارد شده با فقر ویتامینD به مدت 6 هفته قرار گرفتند و یک گروه جیره غذایی با درصد استاندارد از ویتامین D را دریافت کردند. زخم لیشمانیوز توسط سویه استاندارد انگل لیشمانیا ماژور (MRHO/IR/75/ER) در موش های BALB/c ایجاد و دو گروه از موش ها(گروه 2 و 3) به مدت 6 هفته ویتامین D را دریافت نمودند. پس از دریافت ویتامین D و اندازه گیری زخم نمونه برداری از سلولهای ماکروفاژ حفره بطنی برای بررسی فاگوسیتوز و نمونه های بافت پوست، کبد، طحال و عقده لنفی برای بررسی های مولکولی و پاتولوژی اخذ شد. نتایج: افزایش اندازه و زمان بروز زخم در گروه هایی که کمبود ویتامین D داشتند سریعتر از گروه های دیگر نشان داده شد. افزایش قدرت فاگوسیتوز ماکروفاژ ها در گروه دارای سطح نرمال از ویتامین D مشاهده شد(P≤0.05). بررسی های پاتولوژی نشان دهنده حضوراماستیگوت های لیشمانیا و نکروز در بافت های پوست، کبد و طحال گروه های دارای زخم لیشمانیا(هر3گروه) بود. میزان بار انگلی در گروه هایی که کمبود ویتامین D داشتند بیشتر از گروه دارای سطح نرمال از ویتامین D بود ولی این اختلاف معنادار نبود. نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که ویتامین D در پاسخ ایمنی میزبان بر علیه لیشمانیا ماژور با تاثیر مستقیم بر افزایش فعالیت فاگوسیتوز ماکروفاژها جهت تسریع ترمیم زخم لیشمانیوز موثر بوده است.
  4. جستجوی ژنومی نئوسپورا کانینوم و توکسوپلاسما گوندی در خون گوسفندان با سابقه‌ سقط در استان همدان
    2024
    سقط جنین به دلایل متعددی رخ میدهد که عوامل ایجاد کننده‌ی آن مختلف هستند. با وجود امکانات پیشرفته تشخیصی، هر ساله تعداد زیادی از موارد سقط جنین ناشناخته باقی مانده و خسارات زیادی را به صنعت دامداری کشور وارد می‌کند. نئوسپورا کانینوم و توکسوپلاسما گوندی از جمله عوامل عفونی و مهم سقط جنین گوسفند در سراسر جهان می‌باشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی فراوانی نئوسپورا کانینوم و توکسوپلاسما گوندی در گوسفندان با سابقه‌ی سقط اخیر بود. بدین منظور 279 نمونه خون از گوسفندان با سابقه‌ی سقط جنین از نواحی مختلف استان همدان (روستاهای اسدآباد، فامنین، بهار و لالجین، کبودرآهنگ و قهاوند) به صورت نمونه گیری هدفمند اخذ شد. نمونه‌ها به آزمایشگاه منتقل و میزان آلودگی به هر یک از عوامل با استفاده از روش PCR و Nested-PCR، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده در مطالعه حاضر بیانگر آن بود که میانگین شیوع نئوسپورا کانینوم در گوسفندان مورد بررسی در استان همدان، 3/9 % و شیوع توکسوپلاسماگوندی نیز 7/0 % بود. بنابراین با توجه به شیوع نئوسپورا کانینوم و توکسوپلاسما گوندی در گوسفندان استان همدان، بایستی به سیاست‌های کنترلی برای اجتناب از خطر گسترش آلودگی توجه نموده و همچنین مطالعات گسترده جهت ارزیابی میزان شیوع در سایر مناطق نیز توصیه می‌گردد.
  5. بررسی فراوانی ژنومی بابزیا اوویس و بابزیا موتاسی در گوسفندان با سابقه سقط در استان همدان
    2024
    چکیده: بابزیوزیس یکی از بیماری‌های ناشی از یک تک‌یاخته خونی از جنس بابزیا می‌باشد که از طریق گزش کنه‌ها منتقل می شود. یکی از مهم‌ترین ییماری‌های انگل خونی در دام‌های کوچک می باشد. این بیماری در ایران شایع می باشد. در بیشتر نقاط ایران گزارش شده است، در نشخوارکنندگان کوچک ایران، در اغلب نواحی کشور شایع است. گونه‌هایی که می‌توانند باعث بیماری در دام های کوچک ایران از جمله گوسفندان و بزها هستند عبارتند از بابزیا اویس، بابزیا موتاسی و بابزیا کراسا. استان همدان یکی از استان‌های واقع در غرب کشور می‌باشد که گوسفندداری در آن رونق دارد. باتوجه به اینکه این استان سهم مهمی در تولیدات دامی دارد از این رو کنترل و پیشگیری از بیماری‌هایی که باعث خسارات اقتصادی به دام ها می شود بسیار مهم است. هدف ما از این مطالعه بررسی ژنومی بابزیا اوویس و بابزیا موتاسی به روش مولکولی در گوسفندان می باشد. این بررسی در استان همدان با بررسی 3672 گوسفند مادینه مولد گله در 5 شهرستان استان که در 4 ماه گذشته دچار سقط بودند انجام شد. مجموعاً 279 نمونه خون از گوسفندان سقطی این گله ها جمع آوری شد. سپس به منظور شناسایی ژنومی بابزیا اوویس و بابزیا موتاسی بر روی نمونه ها آزمایش مولکولی به روش PCRو Semi nested PCR و انجام شد. نتایج حاصل شده نشان داد که در5/50 درصد از گوسفندان سقطی آلودگی به بابزیا اوویس وجود دارد، همچنین آلودگی به بابزیا موتاسی صفر درصد گزارش شد. از نظر پراکندگی آلودگی در مناطق مورد مطالعه به ترتیب شهرستان های فامنین با 7/66 درصد، همدان 5/61 درصد، بهار 8/56 درصد، اسد آباد 7/36 درصد و کبودرآهنگ 3 درصد بیشترین و کمترین آلودگی به بابزیا اوویس را به نام خود ثبت کرده اند. علاوه بر نتایج مولکولی، نتایج حاصل از متاآنالیز بابزیا اوویس در بین جمعیت های عمومی گله ایران بین سال های 1999 تا مرداد 2024 نشان داد که به طور کلی 17 درصد الودگی به بابزیا اوویس وجود دارد و باتوجه به نتیجه بدست آمده در مطالعه هدفمند ما در همدان 33 درصد اختلاف وجود دارد که این تقاوت آماری را می توان به صورت ضریب قابل اطمینان در نظر گرفت و بیان داشت که امکان ازتباط مستقیمی بین بابزیوزیس و سقط جنین وجود دارد.
  6. مقایسه حضور خونی ژنوم نئوسپورا کانینوم در گاوان مبتلا به عفونت ویروس نقص ایمنی گاوان و سالم
    2023
    نئوسپورا کانینوم انگلی تک یاخته با انتشار جهانی است که عمدتا باعث سقط و مشکلات تولید مثلی های در گاوها می شود. همزمانی این انگل با عوامل مضعف سیستم ایمنی احتمالا می تواند بر بیماریزایی آن موثر باشد. هدف از این مطالعه مورد- شاهد بررسی تاثیر مواجهه با ویروس نقص ایمنی گاوان بر میزان حضور ژنومی نئوسپورا در خون گاوها می باشد. بر اساس همسان سازی گروهی سنی، ژنوم انگل در خون 21 از 45 راس گاو BIV+ (گروه مورد، 7/46 %) و 27 از 45 راس گاو BIV- (گروه شاهد، 60 %) به اثبات رسید (نسبت شانس= 583/0، ارزش احتمال= 205/0). اگرچه ارتباط معنی داری بین عفونت ویروسی و نئوسپوروزیس مشاهده نشد ولی با توجه به کاهش ماندگاری گاوهای آلوده در گله، احتمالا این ویروس شانس بروز بیماریهای حذف کننده گاو را افزایش می دهد.